
تعدادی از کاربران محترم درخواست نموده بودند به مناسبت 9 اردیبهشت سالروز تاسیس شوراهای اسلامی شهر و روستا در خصوص عملکرد این نهاد مردمی در شهر نراق طی سال گذشته مطلب بنویسم و بعضا یادآوری کرده بودند با توجه به اطلاعاتی که دارم شورا را نقدکنم . در جواب این دوستان عزیز باید عرض کنم معمولا نقد برای اصلاح صورت می گیرد و طرف مقابل هم در خود ظرفیت پذیرش این انتقاد را فراهم نموده است . اگر نقد یک طرفه باشد همان مثال بیدار کردن فردی است که خود را به خواب زده، لذا در شرایط کنونی احساس می شود نقد ما تاثیری جز بهانه دادن به دست دوستان نخواهد داشت ،لذا از این بحث خارج شده و این موضوع رابه زمانی دیگر موکول می کنیم که فضای نقد ونقادی در شهر فراهم باشد و ما متهم به آباد کردن جهنم شب ها در خانه هایمان نشویم .
اماطرح این بحث باعث شدتا از زاویه دیگر به نقد همین دوستان که سفارش مطلب می دهند بپردازم . شاید گوش شنوایی پیدا شود و باعث گردد ما و شما کمی به فکر فرو رویم . همانطور که استحضار دارید بر اساس آیات و روایات عبادتی بالاتر از تفکر وجود ندارد . متاسفانه در جامعه ما کمترین تبلیغ و آموزشی برای آن( عقلانیت) از طرف صاحبان خرد واندیشه صورت نمی گیرد . چرا ؟ نمی دانم !
برای اینکه بتوانم منظورم را برسانم مجبورم قبل از طرح آن مثالی بزنم تا عزیزان کاربر به راحتی موضوع را درک کنند . مسابقه ای را در نظر بگیرید که قرار است جمعی از شرکت کنندگان به همراه تعدادی ماشین با مدل های مختلف مسیری را طی نمایند . شرط مسابقه این است که افراد شرکت کننده با شنیدن سوت به طرف خودروهای تعیین شده رفته و با انتخاب یکی از آنها مسیر چند کیلو متری را پشت سرگذاشته و به خط پایان برسند . سوت به صدا در می آید، بعضی ها بدون توجه به نوع ماشین مدل و توان آن به اولین خودرویی که می رسند داخل آن نشسته و حرکت می کنند . برخی هم که از درایت بیشتری برخوردار هستند با کمی تامل سعی می کنند ماشین مناسب را هر چند با تاخیر انتخاب کرده و مسیر را طی کنند. اولین نفری که بدون دقت و گزینش مناسب سوار بر اولین ماشین شده و مسابقه را شروع کرده و به ظاهر فعلا از همه جلوتر است و خود را پیروز این میدان می کند متوجه می شود خودرویی از او در حال سبقت گرفتن است . با فشار دادن پدال گاز سعی می کند فاصله را کم کند ولی متوجه می شود ماشین انتخابی او پیکان است و در بهترین شرایط 160 کیلومتر بیشتر سرعت نمی رود . خودرو ها یکی پس از دیگری از او سبقت می گیرند ودر نهایت فردی که به دلیل وسواس در انتخاب نوع و مدل ماشین آخرین نفر مسابقه را شروع کرده اول می شود و اولین نفر آخر .
پیکان سوار که از این موضوع عصبانی است از خودرو پیاده می شود و با کوبیدن درب لگدی هم نثار ماشین کرده و می گوید: این چه ماشینی است و شروع می کند به بد و بیراه گفتن به پیکان ! فرد پیروز نزدک پیکان سوار می آید و می گوید تو از پیکان چه انتظار داری؟ انتظار داری بیشتر از 160 کیلومتر در ساعت حرکت کند؟ چرا خودت را ملامت نمی کنی؟ در بین ماشین های مسابقه بنز هم بود ولی دقت و عجله و بی توجهی باعث شد اولین ماشین را انتخاب کنی و مسابقه را به همین دلیل باختی و من به خاطر انتخاب همان بنزبا توجه به اینکه به ظاهر نفر آخر بودم مسابقه را بردم .
حکایت مثال فوق دقیقا شده حکایت ما!!! وقتی که قرار است نماینده انتخاب کنیم گرایش های فامیلی ، قومی ، مذهبی ، سیاسی ، رفاقتی وحتی لج بازی های بچه گانه اجازه انتخاب صحیح به ما نمی دهد ولی وقتی که شورا یا هر نهادی با این ترکیب ایجاد می شود و نا کارآمد از آب در می آید به زمین و زمان فحش داده ، دیگران را محکوم می کنیم این در حالی است که ما متاسفانه پیکان مدل ۴۷ را برای مسابقه انتخاب کرده ایم و انتظار داریم ۱۶۰ نه بلکه ۲۵۰ کلیومتر در ساعت سرعت داشته باشد . لب کلام این است عزیز من انتخاب صحیح ۸۰ ٪ رمز موفقیت است چرا ما نسبت به این امر مهم بی توجه هستیم ؟
چرا ما به جای خودمان عادت کرده ایم دیگران را ملامت کنیم ؟
شما در خصوص این مطلب چه نظری دارید ؟


